منو اصلی
  صفحه اصلی
  تبلیغات
  تماس با ما
تبلیغات
تور کیش
ابزار وب مسترها
  ابزار مجله در وبلاگ
  گوگل پلاس در وبلاگ
  شمارنده مطالب
  پازل وبلاگ
  تولبار حرفه ای
  ابزار پرش به بالا
  ذکر ایام هفته
  استخاره آنلاین
  سخنان بزرگان
  نمایش رتبه گوگل
  وضعیت آب و هوا
  اوقات شرعی
  فونت های زیباسازی
  کدهای زیباسازی فلش
  فال روزانه
  فال حافظ
  فال کلیکی
  فال انبیا
  طالع بینی ازدواج
  طالع بینی هندی
  عشق سنج آنلاین
  موسیقی لایت در وبلاگ
  ساخت موسیقی آنلاین
  ساعت های فلش
  ابزار فرم تماس با ما
  چت روم
  تصاویر تصادفی
  تصاویر زیباسازی
  لودینگ وبلاگ
  جستجوگر گوگل
  تعیین وضعیت یاهو
  ساخت ایمیل آیکون
  تقویم رومیزی
  تغییر شکل موس
  نمایشگر آی پی
  تعبیر خواب
  نمایش تاریخ
  بارش برف در وبلاگ
  پرواز بادکنک در وبلاگ
  پرواز حباب در وبلاگ
  قطرات شبنم در وبلاگ
  ابزار مبدل تاریخ ها
  جملات عاشقانه تصادفی
  جملات تصادفی شریعتی
  حدیث تصادفی
  اس ام اس تصادفی
  دانستنی های تصادفی
  مترجم گوگل
  معرفی وبلاگ به دوستان
  سرویس whois دامنه
  ابزار ار اس اس ریدر
  کد آپلود عکس
  دیکشنری آنلاین
  ساخت صفحات پاپ آپ
  ساخت تصاویر ثابت
  روزنما با مناسبت ها
  لحظه شمار غیبت امام زمان
  کدهای کاربردی
آرشیو قالب ها

rss rss rss

تبلیغات رپورتاژ



پنل اس م اس رایگان
صفحه اصلی » اصول تربیتی » دل به دل نوجوان

تصاویر مربوط

اگر فرزندانتان باور کنند که شما واقعا موقعیت آنان را درک می کنید ، زیرا به حرفهایشان گوش داده اید ، هر واکنشی که نشان دهید به نظرشان مناسب می رسد ، زیرا به طور مستقیم به پیام مربوط می شود .

دیگر اینکه ، اگر آنان باور کنند شما واقعا به دیدگاهشان توجه ندارید ، هر چه بگویید نامربوط خواهد شد . اجازه بدهید طور دیگر بگویم :

کودکان میل ندارند حتی پیش از دهان بازکردن مشتی موعظه اتفاقی را بشنوند . آنچه واقعا می خواهند بشنوند و مشتاق شنیدنش هستند این است که شما به نظر و پیام آنان واکنش نشان دهید . پیامد واکنش نشان ندادن به آنچه آنان می گویند ، یا دقیق تر بگویم ، نیازی که ابراز می کند ناکامی ، خشم و روابطی همراه با رنجش و قطع ارتباط ، خواهد شد.

 فریاد زدن و در به هم کوبیدن یا سکوت ، نشانه های خوبی برای آگاه شدن شما از موقعیت خودتان است . خبر خوش این است که نیاز اساسی بشر به شنیده شدن آن قدر شدید است که با بهبود گفت وشنود رابطه هم می تواند تجدید شود . اگر شما و فرزندتان قطع رابطه کرده اید ، هنوز هم خیلی دیر نیست . راه حل مشکل ، گوش کردن و واقعا شنیدن و واکنش نشان دادن به فرزندتان است . صرفا رفع تکلیف نکنید . تصمیم بگیرید به گفته های فرزندتان واقعا گوش سپارید و در برابر نظرهای او باوقار و احترام رفتار کنید . تلویزیون را خاموش کنید . از سایر کارها دست بردارید و توجه تان را بدون شتاب و تنها برفرزندتان معطوف سازید . این کار به او نشان می دهد برای شما چقدر اهمیت دارد . کودکان فرق میان واقعیت و غیر واقعیت را درک می کنند .

 شما نمی توانید منتظر بمانید تا فرزندتان مشکلات را پشت سر بگذارد . به یقین ممکن است ابتدا تلاشهای شما مشکوک به نظر برسد ؛ اما بایستی صبور باشید و برای یافتن تعریف دوباره این بخش از رابطه خود تداوم به خرج دهید . این کافی نیست که شما فقط تصمیم بگیرید موضعی جدید با ذهنی باز داشته باشید ، بایستی آن را ابراز کنید و هنگام بحث نشانش دهید . کودکان اغلب احساس می کنند پدر و مادرشان تشخیص نمی دهند یا این حقیقت را که آنان از نظر ذهنی واحساسی بالغ شده اند ، معتبر نمی دانند .آنان همچنین احساس می کنند که اگر در گذشته به اعتماد پدر و مادرشان لطمه زده اند ، محکوم به حبس ابد هستند . اگر انتظار دارید آنان واقعا با شما ارتباط برقرار کنند بایستی مطمئنشان کنید که امروز روز تازه ای است . بگذارید آنان بدانند این فرصت را دارند خودشان را در دید شما در اینجا و حالا دوباره تعریف کنند . برداشتن آن بار از شانه هایشان نبایستی کار آسانی باشد ؛ اما فرزاندان هم انعطاف پذیر و هم تشنه پذیرش شما هستند ، بنابراین شما می توانید به آن برسید .

چند توصیه ی مهم برای شما کاربران محترم:

**دیدگاهی واقعا باز اختیار کنید و با ارتباط ای بچه ها رفتاری معقول داشته باشید .

** وقتی کودکانتان به سوی شما دست دراز می کنند ، توجهی بدون شتاب وویژه به آنان نشان دهید .

** به آنچه می گویند واقعا گوش بدهید ، به طوری که واکنشهای شما مناسب و در نتیجه برای آنان جالب باشد .

** به نیاز پنهانی که انگیزه ارتباط فرزند شماست توجه نشان دهید .

** مکالمه را با فعالیتی همراه سازید تا به فرزندتان یاری دهد که احساس نکند خیلی بارز و در مرکز توجه است . وقتی دارید دو نفری قدم می زنید و یا رانندگی می کنید ، حرف بزنید ؛ اما یادتان باشد تمرکز را روی فرزندتان بگذارید نه روی فعالیت.

در موقعیتی خاص برای حل مشکل از فرزندتان کمک بگیرید . آنان را شریک خود بدانید ؛ به احتمال زیاد به فرایند بیشتر علاقه مند خواهد شد

 

** هر وقت ممکن ، کمی تکلیف مدرسه انجام دهید تا اطلاعات شما در این مورد به روز باشد. اگر فرزند شما می خواهد درباره فیلم کارتونی خاصی حرف بزند ، برای تماشا یا گوش دادن وقت صرف کنید تا چیزی برای گفتن داشته باشید .

** اگر مخالفتی دارید ، شجاعت این را داشته باشید که به شیوه ای مودبانه و متناسب  نظر آنان را رد کنید . می توانید بگویید « پس به نظر فلان چیز درست است که توحق داشته باشی آنچه را می خواهی انجام دهی . » یادتان نرود که این کار را با جملاتی منصفانه انجام دهید ، نه با گوشه و کنایه . این به معنای موافقت شما در حال و آینده نخواهد بود ؛ اما آنان متوجه خواهند شد که حرفشان شنیده شده است .

**  به هر اشتباه و لغزشی که از جانب شما صورت گرفته است بی درنگ اعتراف کنید .

** در هر وضعیتی چیز مثبتی پیدا کنید تا در مورد فرزندتان بگویید . برای مثال ، « می بینیم که در این مورد با دقت فکر کردی که خوب است . »

**در موقعیتی خاص برای حل مشکل از فرزندتان کمک بگیرید . آنان را شریک خود بدانید ؛ به احتمال زیاد به فرایند بیشتر علاقه مند خواهد شد .

تمام این توصیه ها به شما کمک خواهد کرد با فرزند خودتان پیوند یابید .آنان به این منظور با شما رابطه برقرار می کنند که احساساتشان را درک و تحسین کنید و احساس همدلی کنید. همدلی صفتی شخصی و نشانه بلوغ ، توجه وخود خواه نبودن است . همدلی مثل دلسوز بودن نیست و به یقین به معنای موافقت با وضعیت یا دیدگاه فرزندتان نخواهد بود . دلسوزی احساسی است که وقتی شخصی مشکلی را می شنود ترحم یا تسلیت خودش را ابراز می کند .همدلی وقت صرف کردن است که آدم خودش را جای دیگری بگذارد تا بفهمد چه احساسی خواهد داشت . رضامندی یک کیلومتر راه رفتن به جای فرزندتان نعمت بزرگ قلبی است ، به ویژه اگر آن کودک احساس تنهایی ، ناکامی و درک نشدن وضعیت خود را کند . این کار می تواند به کودک احساس امنیت و ایمنی بیشتری بدهد .

همدلی واقعی ورای گفتن « من درک می کنم . » یا « می دانم چه احساس داری . » است . برای داشتن رابطه همدلی بایستی با نظرگاه فرزندتان ارتباط برقرار کنید و به طور موثری توضیح دهید که احساس او را باور می کنید.

جملاتی از قبیل آنچه در زیر آمده است می تواند مفید باشد

** شما بایستی واقعا احساس اندوه ( ترس ، خوشحالی ، هیجان ، رها شدن ، اضطراب و غیره ) کنید .

** آن کار را می بایستی شما را از نظر احساسی واقعا آزرده . عصبانی کرده باشد.

**بایستی واقعا احساس تنهایی کرده باشید .

** بایستی آن قدر هیجان زده باشید که نتوانید آرام بنشینید .

** شما بایستی واقعا از آنچه قرار است اتفاق بیفتد ترسیده باشید.

این گونه جملات ، را می توان بعدا با اظهار نظرهای مشابه تأییدی و ارزشی دنبال کرد تا کودک احساس کندکسی حال او را درک می کند .این در مورد جور کردن کارها ، بازگشت به حقایق ، توافق یا مخالفت و بحث کردن در مورد بحق بودن وضعیت یا دستیابی به حل مشکل موجود نیست . همدلی در مورد تلاش واقعی برای درک و شرکت درگرفتاری است تا نشان دهید که شما درد را درک می کنید .

 اصل قضیه تنها در مورد تمرکز برتجربه دیگری در وضعیت موجود است . شیوه ای برای ارج گذاشتن به احساسات دیگری است که آنان نیز حق دارند . این برای فرزند شما می تواند خیلی اهمیت داشته باشد ، زیرا پذیرش همدلانه شما می تواند به آنان بفهماند که اهمیت دارند ، که شما وقت خودتان را صرف کرده اید تا با تجربه آنان در تماس باشید . این نوع ارتباط واقعا می تواند فرزند شما را تشویق کند تا بدون ترس داوری ارتباط برقرار کند .

خود را به جای فرزندتان گذاشتن می تواند انگیزه خودخواهانه نیز داشته باشد . اگر بتوانید وضعیت عاطفی او را درک کنید ، قادر خواهید بود در مورد نیازهای او بینش های خوبی به دست آورید . اگر بتوانید آن نیازها را برآورید ، موضوع رابطه فرزند شما با شما بسیار مثبت خواهد بود – و به رابطه محکم تری در آینده منجر خواهد شد . همدلی تفکر و خویشتنداری را می طلبد ، توافق با رفتار فرزند یا معتبر دانستن انتخاب او را نمی خواهد . زمانی خواهد رسید که شما با رفتارش مخالفت و حتی او را تنبیه هم می کنید ؛ البته پس از آنکه کودک شما بداند شما دلیل کارهای او را درک می کنید .

به گفت وگوی زیر توجه کنید ، که نشان می دهد همدلی و بازتاب احساس ، یا نبود آنها ، هنگامی که دختری از خانه فرار کرده و سر و کارش به اداره پلیس افتاده است چگونه عمل می کند .

دختر ( در حال گریه کردن ) : متأسفم مادر ، فقط می خواهم به خانه برگردم و از اول شروع کنم . شب بسیار بدی بوده است . من آشفته ام ، و شما پس از دیدن کارنامه ام احساساتم را جریحه دار کردید . فکر کردم از دست این همه ناراحتی فرار کنم .

اگر به فرزندتان نشان دهید که متوجه موضوع هستید ، او در آینده برای پذیرش هر نوع کمک و مداخله شما آماده تر می شود . همین طور هم شما با کارهایتان یک صفت مهم را به فرزندانتان نشان می دهید که همچنان که به سن بلوغ می رسند آن را پرورش می دهند

 

واکنش غیر همدلانه مادر : باید از خودت خجالت بکشی . می دانی چقدر نگرانت شدم … ؟

واکنش همدلانه مادر : بایستی از دست من یا از دست خودت واقعا خیلی عصبانی شده باشی . [ او را در آغوش می گیرد .] اگر این اتفاق برای من افتاده بود و چیزی را برای گفتن نمی داشتم من هم می خواستم فرار کنم . آیا تو هم همین احساس را داری ؟ این را به من بگو . چه کاری می توانستی بکنی که از فرار کردن بهتر باشد ؟ من درک می کنم که تو احساساتی بودی ؛ اما آیا موافق نیستی که می توانستی کار سازنده تری بکنی ؟

اگر به فرزندتان نشان دهید که متوجه موضوع هستید ، او در آینده برای پذیرش هر نوع کمک و مداخله شما آماده تر می شود . همین طور هم شما با کارهایتان یک صفت مهم را به فرزندانتان نشان می دهید که همچنان که به سن بلوغ می رسند آن را پرورش می دهند.

منبع : تبیان


نوشته شده توسط : admin | در تاریخ 2017/03/11 ساعت 05 :56 : 52


دسترسی سریع
قالب های 3 ستونه
قالب های 2 ستونه
ابزار وبلاگ نویسان
آموزش وبلاگ نویسی
گالری عکس
آپلود عکس
بازی آنلاین
موسیقی لایت
بازی آنلاین

بازی آنلاین 660 بازی
بازی های دخترانه 16 بازی
بازی های ورزشی 97 بازی
بازی های تیراندازی 124 بازی
بازی های فکری 209 بازی
بازی های اکشن 126 بازی
بازی های مسابقه ای 50 بازی
بازی های متفرقه 38 بازی
بازی های محبوب

لینک ها
بک لینک شما در این مکان
کلیه حقوق متعلق به سایت نایت اسکین می باشد © Night-Skin.com 2004 - 2017