منو اصلی
  صفحه اصلی
  تبلیغات
  تماس با ما
تبلیغات
تور کیش
ابزار وب مسترها
  ابزار مجله در وبلاگ
  گوگل پلاس در وبلاگ
  شمارنده مطالب
  پازل وبلاگ
  تولبار حرفه ای
  ابزار پرش به بالا
  ذکر ایام هفته
  استخاره آنلاین
  سخنان بزرگان
  نمایش رتبه گوگل
  وضعیت آب و هوا
  اوقات شرعی
  فونت های زیباسازی
  کدهای زیباسازی فلش
  فال روزانه
  فال حافظ
  فال کلیکی
  فال انبیا
  طالع بینی ازدواج
  طالع بینی هندی
  عشق سنج آنلاین
  موسیقی لایت در وبلاگ
  ساخت موسیقی آنلاین
  ساعت های فلش
  ابزار فرم تماس با ما
  چت روم
  تصاویر تصادفی
  تصاویر زیباسازی
  لودینگ وبلاگ
  جستجوگر گوگل
  تعیین وضعیت یاهو
  ساخت ایمیل آیکون
  تقویم رومیزی
  تغییر شکل موس
  نمایشگر آی پی
  تعبیر خواب
  نمایش تاریخ
  بارش برف در وبلاگ
  پرواز بادکنک در وبلاگ
  پرواز حباب در وبلاگ
  قطرات شبنم در وبلاگ
  ابزار مبدل تاریخ ها
  جملات عاشقانه تصادفی
  جملات تصادفی شریعتی
  حدیث تصادفی
  اس ام اس تصادفی
  دانستنی های تصادفی
  مترجم گوگل
  معرفی وبلاگ به دوستان
  سرویس whois دامنه
  ابزار ار اس اس ریدر
  کد آپلود عکس
  دیکشنری آنلاین
  ساخت صفحات پاپ آپ
  ساخت تصاویر ثابت
  روزنما با مناسبت ها
  لحظه شمار غیبت امام زمان
  کدهای کاربردی
آرشیو قالب ها

rss rss rss

تبلیغات رپورتاژ



پنل اس م اس رایگان
صفحه اصلی » سیاست » گزارشی از فعالیت های انتخاباتی چهره‌های اصلاح‌طلب

تصاویر مربوط

شاید زمانی که شما این گزارش را می خوانید، فرض بنیادینش یعنی عدم حضور خاتمی و هاشمی در انتخابات، برباد رفته باشد ولی تا روز یکشنبه 16 اردیبهشت 1392، هنوز که هنوز است خبری از تعیین تکلیف کاندیداتوری سید محمد خاتمی یا آیت الله هاشمی رفسنجانی نیست و بدین اعتبار سبد کاندیداهای اصلح طلب، در همان وضعیت سابق به سر می برد، سبدی که پرشمار است و کم زور و به تعبیری آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی.

سناریوهای حضور
برای درک بهتر وضعیت اصلاح طلبان ابتدا باید به طور خلاصه به گزاره های مطرح در این جریان بپردازیم. گروهی اعتقاد دارند که اصلاح طلبان با توجه به وضعیت موسوی و کروبی و برخی از اعضای دولت خاتمی، باید از شرکت در انتخابات خودداری کنند. مهمترین مدافع این نظر، موسوی و خوئینی هاست.
گروهی دیگر اما اعتقاد دارند اصلاح طلبان باید بی توجه به این وضعیت سیاسی پیش آمده، در انتخابات با گزینه حداکثری شرکت کنند. عبدالله نوری مدافع این وضعیت بود. ابتدا خواهان کاندیداتوری خودش برای این منظور و حمایت اصلاح طلبان از وی بود که حرفش مقبول نیفتاد و به کناره رفت. دیگر گزینه های کاندیداهای حداکثری، خاتمی و هاشمی رفسنجانی هستند.
گروه سوم اما می گویند که با کاندیدای حداکثری به میدان نیاییم، کاندیدای دیگر به میدان بیاید و چهره های حداکثری از او حمایت کنند. خاتمی بیشتر هوادار این نظر نشان داده است، چون عقیده دارد کاندیدای حداکثری مانند خودش با حداکثر واکنش منفی اصولگرایان روبرو می شود و ممکن است نتایج مطلوب به دست نیاید.
دسته دیگر اما اعتقاد دارند که باید به هر طریقی در انتخابات شرکت کرد، چه خاتمی یا هاشمی حمایت کنند، چه نکنند. کواکبیان از جمله چهره های برجسته این نظریه است. گروه پنجم می گویند در شرایط فعلی بهتر است اصلاح طلبان روی یک گزینه نزدیک به اصولگرایان اجماع کنند، ابتدا نظرها بر ناطق نوری استوار بود، حالا توجه به حسن روحانی جلب شده است، این نظر توسط چهره هایی چون یونسی، وزیر اطلاعات دولت خاتمی پشتیبانی می شود.
در رویکرد ششم اما برخی تحلیلگران هم با توجه به شباهت های نظرات فرهنگی و اجتماعی نزدیکان احمدی نژاد با محوریت مشایی با اصلاح طلبان از احتمال ائتلاف پنهان این دو طیف سخن گفته اند. این نظر بیشتر در میان اصولگرایان مطرح است. با این وجود باید گفت این اتفاق از نظر سیاسی، بعید به نظر می رسد، یعنی نمی توان پیش بینی کرد که یک حزب اصلاح طلب یا چهره ارشدی مثل خاتمی، حامی مشایی شود ولی از منظر اجتماعی ممکن است رای دهندگان اصلاح طلبان با توجه به تمایلشان به «نه گفتن» به مدیریت اصولگرایان، نظرات فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی و اقتصادی خویش را به مشایی نزدیک دیده و او را نسبت به دیگر کاندیداها ترجیح دهند.


چهره های مطرح
تاکنون حداقل 20 گزینه از سوی اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات مطرح شده اند. اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، سید حسن خمینی، کمال خرازی، عبدالله نوری، عبدالواحد موسوی لاری، محمد علی نجفی، محمدرضا خاتمی، اسحاق جهانگیری، محمد شریعتمداری، مصطفی کواکبیان، مصطفی محقق داماد، صفدر حسینی، جواد اطاعت، مسعود پزشکیان، مجید انصاری، محمدرضا عارف، محسن مهرعلیزاده، صفدر حسینی و حسین کمالی.
از این جمع پرشمار، برخی از این گزینه ها مانند موسوی لاری، انصاری و کمالی به دلیل عدم اقبال عمومی خیلی سریع به حاشیه رفتند. گروهی اصلا نپذیرفتند وارد میدان شوند، مانند سید حسن خمینی، کمال خرازی یا محقق داماد. برخی دیگر به دلیل احتمال بالای رد صلاحیت کمتر مطرح شدند، مانند محمدرضا خاتمی یا عبدالله نوری، برخی دیگر هر چه می کنند، از سوی اصلاح طلبان پذیرفته نمی شوند، مانند کواکبیان و شریعتمداری. برخی به دلیل اختلافات بی خیال شده اند، مانند محمد علی نجفی.
در این میان، هفت نفر به طور جدی باقی مانده اند. در رده اول، خاتمی و هاشمی، در رده دوم، جهانگیری، عارف و مهرعلیزاده. در رده سوم هم شریعتمداری و کواکبیان.


مهمترین سناریوی پیش رو

در شرایط کنونی، اگر نیامدن خاتمی و هاشمی را قطعی بدانیم و به طور طبیعی کواکبیان و شریعتمداری را مهره هایی ندانیم که اصلاح طلبان درباره شان به اجماع برسند، دو راه حل روبروی اصلاح طلبان باقی می ماند. نخست اینکه از بین جهانگیری، عارف و مهر علیزاده یکی را انتخاب کنند و دومین اینکه پشت سرحسن روحانی بایستند. در میان سه تای رویکرد نخست، شانس جهانگیری بیش از دیگران به نظر می رسد با اینحال، سناریوی دوم هم طرفداران خاص خودش را دارد.

 

محسن مهرعلیزاده، با سابقه و کم شانس
محسن مهرعلیزاده، سابقه سیاست ورزی چندانی در میان اصلاح طلبان ندارد. رئیس سازمان تربیت بدنی دوره خاتمی بوده و سابقه یک بار حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 را نیز دارد. در آن دوره، مهرعلیزاده با حدود یک میلیون و 300 هزار نفر، نفر آخر شد، در داور دوم هم از هاشمی حمایت کرد. او اهل مراغه است و بیشتر آرایش در همان دوره نیز در این مناطق به دست آمد.
الان هم روی همین کف رأی حساب می کند ولی در واقع چیزی بیشتر از این ندارد. به عبارتی نه کارنامه مدیریتی اش چشمگیر است، نه سابقه سیاست ورزی اش و نه قدرت تاثیرگذاری خاصی دارد که بتواند روی رأی بالایش حساب کند.
شاید فرضش این است که در انتخابات پیش رو، آرامتکثر است و می تواند با همین کف رأی، در صورت حمایت خاتمی و هاشمی، رایش را به چهار تا پنج میلیون برساند و راهی دور دوم شود. چندی پیش مسعود پزشکیان که او هم تبریزی است و گاه گاهی می گوید قصد کاندیداتوری دارد، گفته بود مناطق آذری زبان 15 میلیون رأی دارند و کاندیدای آذری زبان می تواند پتانسیل رأی مهمی داشته باشد.
سابقه انتخابات البته نشان داده که چنین محاسبه ای اشتباه است، به عنوان نمونه محسن رضایی یا مهدی کروبی که لرزبان هستند، در استان های غربی و جنوب غرب کشور، رأی قابل توجهی نداشتند.
با این وجود، مهرعلیزاده همچنان در میدان ایستاده و پیشگام تشکیل ائتلاف در میان اصلاح طلبان هم شده است. او را می توان کم شانس ترین چهره دانست، هم برای اینکه اصلاح طلبان درباره اش به اجماع برسند و هم از نظر شانس رأی آوری.

 

محمد رضا عارف، همچنان در آب نمک

سیاستمدار یزدی تبار از همان زمان که معاون اول خاتمی بود، رویایش رئیس جمهور شدن بود. خودش اعتقاد دارد که نظام مدیرانی چون او را در آب نمک خوابانده تا به وقت لازم، استفاده اش را ببرد ولی حوادث اخیر نشان داد که حتی اصلاح طلبان هم او را در آب نمک نخوابانده اند. عارف بیشتر مدیر اجرایی اصلاح طلب بوده تا سیاستمدار اصلاح طلب.
او تقریبا حمایت هیچ یک از جناح های اصلاح طلب را ندارد. به طور کامل، تابع نظر خاتمی است، قبلا به خاطر او کنار رفته الان هم می گوید خاتمی بیاید، دربست کنار می کشد. همه امیدش به حمایت خاتمی برای برگزیده شدن به عنوان کاندیدای نهایی اصلاح طلبان بود ولی الان این امیدها کمرنگ شده است. مهمترین دلیلش این است که کاندیدای نهایی اصلاح طلبان، علاوه بر حمایت خاتمی باید حمایت هاشمی را هم جلب کند ولی عارف گزینه مد نظر هاشمی نیست.
عارف مدت هاست که ستادش را تشکیل داده و محسن بهرامی که در انتخابات 84، رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف بود را به عنوان رئیس ستادش برگزیده است، نشست های انتخاباتی هم داشته ولی در مجموع وضعیتی معلق دارد. عارف نیز در شرایط کنونی شانس قوی برای ورود به میدان ندارد ولی اگر به میدان هم بیاید، بعید است که رأی چندانی داشته باشد.
او برخلاف خاتمی، محبوبیت اجتماعی چندانی ندارد، لایه های جوان و فعال اصلاح طلب حاضر نیستند پشت سرش بایستند و منش خیلی آرام و ساکتش، انگیزه ای در میان رأی دهندگان این طیف ایجاد نمی کند. اصلاح طلبان عقیده دارند مهمترین سمتی که او می تواند داشته باشد، معاون اولی رئیس جمهور یا سمت های مشورتی مانند عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

 

اسحاق جهانگیری، صعود گام به گام
شاید اگر سال 90 می خواستیم درباره کاندیداهای اصلاح طلب بنویسیم، احتمالش بسیار ضعیف بود که به اسحاق جهانگیری به عنوان یک کاندیدای مهم اشاره کنیم ولی الان او مهمترین کاندیدا شده است. جهانگیری که هم به هاشمی نزدیک است و هم معتمد خاتمی به شمار می رود، پس از پایان دولت خاتمی برخلاف بسیاری از مدیران این دولت، در صحنه فعالیت های سیاسی و اجتماعی باقی ماند.
او سابقه سال ها سیاست ورزی در حزب کارگزاران سازندگی را دارد و اکنون هم از سوی این حزب حمایت می شود. جهانگیری در طول سال های اخیر در قامت یک منتقد اقتصادی، نامه های متعددی نوشت، به طور مداوم مصاحبه کرد – ماهنامه ای اقتصادی را هم منتشر کرد – بر حضور معتدل و در چارچوب نظام اصلاح طلبان پافشاری کرد، با اصولگرایان رفت و آمد داشت و در مجموع این فعال بودن، سبب شد که اندک اندک خودش را بالا بکشد.
یکی از مزیت های دیگر او رابطه مستمر و خوب با مقامات عالی نظام است که امکان رد صلاحیت شدنش را منتفی کرده است. او چندی پیش به همراه موسوی لاری و انصاری به دیدار رهبری رفت و گزارشی از وضعیت اقتصادی داد. چندی بعد خبر رسید که تنهایی هم به دیدار رهبری رفته و درباره انتخابات صحبت کرده است.
این مولفه یعنی رابطه خوب با مقامات عالی نظام یک مولفه مهم در انتخابات آینده محسوب می شود. محسن هاشمی رفسنجانی در این باره گفته است: «در جلسه کارگزاران بحث بر سر این شد که آقای جهانگیری را به شورای هماهنگی اصلاحات معرفی کنند و اگر شورای هماهنگی اصلاحات موافق تک کاندیدایی جهانگیری باشد، کارگزاران از ایشان حمایت می کند.
جهانگیری تقریبا با تشکیلات رهبری تعامل خوبی توانستند پیدا کنند. ایشان خدمت رهبری رفتند و صحبت کردند و نظرات را گفتند و استمزاج کردند. آقای جهانگیری خودشان گفتند که به تنهایی رأی ندارم و موقعی رأی دارم که کاندیدای تک اصلاح طلبان باشم، در آن حالت است که به صحنه می آیم. الان به نظر می آید آمدن آقای جهانگیری به میدان مطرح است که آن هم به نظرم ایشان منتظر است ببیند که کاملا از طرف اصلاح طلبان حمایت می شود و تنها کاندیدای شورای هماهنگی اصلاحات است یا نه.» در واقع مشکل کار همینجاست، اغلب چهره های اصلاح طلب به ویژه عارف و کواکبیان حاضر نیستند به خاطر جهانگیری کنار روند، هر چند این مشکل، مشکل اصلی نیست، مشکل اصلی جهانگیری، بودن حسن روحانی است.
علاوه بر این مشکل، از نظر شخصی باید گفت او به تنهایی پتانسیل خاصی برای رأی آوری نیست. تجربه حضور انتخاباتی قوی نداشته است، سیمایش هم به یک کاندیدای جذاب نمی خورد، برنامه خاصی هم تاکنون ارائه نداده و به نظر نمی رسد اگر ارائه بدهد هم زورش برسد این برنامه را به جایی برساند، تنها چیزی که می تواند او را به عنوان یک کاندیدای جدی در میدان انتخابات مطرح کند، این است که هاشمی و خاتمی، هر دو پشت سرش بایستند.

حسن روحانی، میهمان ناخوانده
حسن روحانی به سابقه اصولگراست، او عضو رسمی جامعه روحانیت مبارز تهران است و تاکنون هم اعلام نکرده که از این تشکل کناره گیری کرده است. کمتر سابقه داشته که یک عضو از جناح راست / اصولگرا اینطوری در وسط میدان جناح چپ / اصلاح طلب قرار گیرد.
البته هاشمی رفسنجانی هم در سال 84 به ویژه در دور دوم همین وضعیت را پیبدا کرد و به رغم اینکه عضو جامعه روحانیت مبارز بود، مورد حمایت مجمع روحانیون مبارز هم قرار گرفت ولی او خیلی وقت است راه خودش را از اصولگرایان جدا کرده است. روحانی در واقع در آغاز این راه قرار دارد. این موقعیت ویژه به بلاتکلیفی اصلاح طلبان هم گره خورده و سبب شده او به یکی از مهمترین چهره های مد نظر برخی از نزدیکان هاشمی و خاتمی تبدیل شود.
روحانی به هاشمی نزدیک است و مورد اعتماد خاتمی هم هست. سال ها سابقه سیاست ورزی دارد، هم حزبی و هم رسمی. تجربه طولانی در حوزه دیپلماسی هم دارد، در میان لایه هایی از اصولگرایان هم معتبر است، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری است و از نظر شخصی هم قابلیت رأی آوری بیشتری نسبت به دیگر چهره های اصلاح طلب دارد. فاکتور برتری بخش جهانگیری یعنی رابطه خوب با مقامات عالی نظام را هم دارد و از سال ها پیش به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی حضور دارد.
این مولفه ها، باعث شده که برخی مدیران دوره هاشمی مانند ترکان، وزرای خاتمی مانند یونسی و اعضای خانواده هاشمی مانند یاسر و فاطمه هاشمی، حامی حضور او باشند. روحانی را به تعبیری می توان ورژن جدید هاشمی رفسنجانی دانست ولی اینکه بتواند در عمل چنین امری را محقق کند، کار دشواری است. نزدیکان روحانی اعلام کرده اند که او به نفع جهانگیری کنار نمی رود، خودش هم بارها اعلام کرده که قبل از آمدنش، با هاشمی و خاتمی مشورت کرده و یقین پیدا کرده که آنها به میدان نمی آیند.
برخی تحلیلگران اعتقاد دارند که مهمترین بازی سیاسی هاشمی در شرایط کنونی، فضاسازی لازم برای تمرکز افکار عمومی روی خودش و در نهایت چرخش و اعلام حمایت از چهره ای چون حسن روحانی است. با این وجود به نظر می رسد هاشمی از دو موضوع نگران است. نخست اینکه همه اصلاح طلبان حاضر نشوند پشت سر روحانی قرار بگیرند و دوم اینکه او شانس کافی برای برنده شدن نداشته باشد. این دو مولفه باعث تردید هاشمی شده وگرنه در شرایط عادی، او بهترین چهره برای تامین اهداف سیاسی هاشمی محسوب می شود.


بدتر از وضعیت 84
اصلاح طلبان وضعیت کنونی را سال 84 هم تجربه کرده اند. درآن انتخابات هاشمی، کروبی، معین و مهرعلیزاده در میدان بودند. البته در آن انتخابات به بهانه اینکه اصولگرایان روی یک شخصیت قوی مانند دکتر ولایتی اجماع نکردند، وارد میدان شد، حالا مهمترین دلیلش احتمالا این خواهد بود که چون اصلاح طلبان یک شخصیت قوی ندارند، وارد میدان می شوم. سرنوشت این تصمیم گیری ها، البته همین هفته معلوم می شود.

از فردا ثبت نام کاندیداها شروع می شود و شاهد حضور کاندیداهای اصلاح طلبان در ستاد انتخابات خواهیم بود. حضوری که در صورت عدم حضور هاشمی یا خاتمی، نه تنها تعیین کننده تکلیف آنها در انتخابات نخواهد بود، بلکه آغازگر دور جدیدی از اختلافات میان آنها می شود. اصلاح طلبان اگرچه از سوی رقبای خویش به اندازه کافی تحت فشار قرار گرفته اند ولی نوع عملکرد، حرکت لاک پشتی، اختلافات دیرینه و لجاجت های سابقه دارشان سبب شده که در دشوارترین موقعیت سیاسی قرار گیرند.

سال 84، آنها پس از هشت سال حکومت داری از میدان رفتند که امر عجیبی نبود، سال 92 اما پس از هشت سال حکومت داری رقبای خویش، ناتوان تر از همیشه برای بازپس گرفتن میدان نشان می دهند، این ناتوانی را می توان به باخت مضاعف تعبیر کرد.


نوشته شده توسط : admin | در تاریخ 2017/03/11 ساعت 08 :15 : 40


دسترسی سریع
قالب های 3 ستونه
قالب های 2 ستونه
ابزار وبلاگ نویسان
آموزش وبلاگ نویسی
گالری عکس
آپلود عکس
بازی آنلاین
موسیقی لایت
بازی آنلاین

بازی آنلاین 660 بازی
بازی های دخترانه 16 بازی
بازی های ورزشی 97 بازی
بازی های تیراندازی 124 بازی
بازی های فکری 209 بازی
بازی های اکشن 126 بازی
بازی های مسابقه ای 50 بازی
بازی های متفرقه 38 بازی
بازی های محبوب

لینک ها
بک لینک شما در این مکان
کلیه حقوق متعلق به سایت نایت اسکین می باشد © Night-Skin.com 2004 - 2017