نوشته شده در تاریخ ۱۳۹۵/۱۲/۲۱ | نویسنده: مدیر | بدون دیدگاه
روزای خیلی طلایی یادته ؟ روز ترس از جدایی یادته ؟
روز تمرین اشاره یادته ؟ شب چیدن ستاره یادته ؟
شعر های كتاب درسی یادته ؟ یادته گفتی میترسی،یادته ؟
عكسمون تو قاب عكسو یادته ؟ بله بدون مكسو یادته ؟
دستمون تو ...
نوشته شده در تاریخ ۱۳۹۵/۱۲/۲۱ | نویسنده: مدیر | بدون دیدگاه
گریه کنم یا نکنم؟ آخر ماجرا رسید
گریه کنم یا نکنم؟ قصه به انتها رسید
تو میروی و آینه پر میشود از بیکسی
از من سفر میکنی و به مرگ قصه میرسی
ببین که آب میشود قطره به قطره قلب من
مرگ من و قصه ...
نوشته شده در تاریخ ۱۳۹۵/۱۲/۲۱ | نویسنده: مدیر | بدون دیدگاه
شرم و شوق
دل می ستاند از من و جان می دهد به من
آرام جان و کام جهان می دهد به من
دیدار تو طلیعه ی صبح سعادت است
تا کی ز مهر طالع آن می دهد به من
دلداده ی غریبم و ...
نوشته شده در تاریخ ۱۳۹۵/۱۲/۲۱ | نویسنده: مدیر | بدون دیدگاه
قالی بزرگی است زندگی...
هرهزارسال یک بار فرشته ها قالی جهان را درهفت آسمان می تکانند
تا گرد وخاک هزارساله اش بریزد وهرباربا خود می گویند:
این نیست قالی که انسان قرار بود ببافد
این فرش فاجعه است...
با زمینه سرخ خون...
و حاشیه های کبود ...
نوشته شده در تاریخ ۱۳۹۵/۱۲/۲۱ | نویسنده: مدیر | بدون دیدگاه
اي بهشتي رخ طوبي قد خورشيد لقا
بشنو اين بيت خوش از خسرو جاويد لقا
« تو اگر پاي به دشت آري شيران دژم
بگريزند ز پيش تو چو آهوي ختا»
با دو زلفت سخن از مشک ختن محض غلط
با دو چشمت مثل از ...